امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره

زندگی شیرین با امیررضا

اولین واکسن

سلام پسر گل مامانی دیروز با بابایی رفتیم تا اولین واکسنت که واکسن دوماهگیته رو بزنیم...الهی بمیرم برات که اصلا صدات در نیومد...خانم دکتر بهداشت گفت چه آقا پسر مظلومی ... ولی عوضش تا شب از خجالت ما در اومدی ...یه عالمه تب داشتی و جای واکسنت ورم کرده بود و درد میکرد تو تازه یاد گرفتی یه کم صداهای مختلف دربیاری...دیشبم که پات درد میکرد وقتی باهات صحبت میکردم و میگفتم پات اوخ شده با صدای نالان میگفتی...اووووو ...آی الهی قربون اون صدای خوشگلت برم من الان هم تبت قطع شده هم ورم جای واکسنت خوب شده و خداروشکر الان خوب خوبی...قربونت بره مامان ...
18 آبان 1393

روز جهانی حضرت علی اصغر (ع)

پسر گلم سلام امروز روز جهانی حضرت علی اصغربود و من و خاله تورو بردیم به مصلای تهران تا در این مراسم شرکت کنیم.خیلی مراسم خوبی بود.با اینکه هوا خیلی سرد بود و من میترسیدم که تو مریض بشی اما حال و هوای مراسم انقدر معنوی بود که از اینکه تو رو بردم اصلا پشیمون نیستم تو اون لحظات که مراقب تو بودم تا یک ذره سردت نشه یا گرمت نشه یا جات راحت باشه همش به فکر شش ماهه ی امام حسین(ع) بودم که چقدر اذیت شد ...چقدر تشنگی و گرسنگی کشید و آخرش هم اون دشمنان اون طوری اون شش ماهه ی کوچولو رو سیراب کردند. همه ی ما مادرایی که اونجا بودیم بچه هامونو نذر امام زمانمون کردیم تا همیشه سرباز امام زمان باشن.   راستی مامانی...لباسای سقایی تورو هم ...
9 آبان 1393
1